آش در یک جمله 1ی است آبدار و لعابدار که داخل آن از سبزیجات و حبوبات و حتی گوشت استفاده میشود. معمولا آش را یک غذای کامل، مخصوص فصل پاییز و زمستان و هنگام سرد شدن هوا میدانند. برای 1 آش در ایران علاوه بر قداست مذهبی یا مناسبتی، کارکرد درمانی هم قائل شدهاند. 1ها آش را دارای خاصیت جلوگیری از سرماخوردگی (با تقویت بنیه بدن) و نیز کمک در معالجه سریعتر زکام و انفولانزا و شبیه آن میدانند. با تمام 1 حرفها، گذشته انواع آش 1 1 ایرانی و تاریخ پیدایششان چندان معلوم نیست.
پختن و مصرف آش در تمام فصلهای سال رایج است؛ بخصوص بعضی از آشها مانند آش رشته که تقریبا صدرنشین فهرست آش در ایران است و در هر دستهبندی و هر نوع مراسمی خواهان دارد. آش به علت اینکه تهیه آن راحت است و مواد چندانی نمیخواهد، و همچنین از این بابت که خوردن و هضمش آسان است و برای معده سنگین نیست در میان خوراک روزمره مردم سرزمین ما جز غذاهای اصلی جا گرفته است. در واقع، دامنه آش یا شورباها و دیگر غذاهایی که در دسته مشابهی قرار میگیرند (فرنی، حلیمها، حریرهها، کاچی، شیربرنج، سوپها و ….) علاوه بر ایران و منطقه خاورمیانه و شرق، در کشورهای بسیاری در دنیا قابل مشاهده است.

از مشهورترین انواع آش های محلی ایرانی میتوانیم به آش رشته، آش دوغ، آش شله قلمکار و آش اوماج اشاره کنیم، اما آشهای ایرانی صدها نوع مختلف را شامل میشوند که بیشک نام خیلیهایشان را اصلا نشنیدهایم. در این مطلب مروری کلی بر انواع آش های محلی ایرانی، تاریخچه آش در ایران و نفوذ آن در فرهنگ و جامعه ایرانی خواهیم داشت.
از نظر ریشهشناسی، بر سر تعیین مصدر کلمه آش اختلاف وجود دارد و چندان معلوم نیست که ایرانی و پهلوی باشد؛ اما از نظر معنایی این واژه را به معنی خوردن، ناشتایی، صبحانه و هر نوع خوراک پختنی گرفتهاند. به جز آش، پسوند با (در شوربا، کشکبا، زیرهبا و …)، پیشوند شُله (شله پلاو ، شلهماش، شلهترکمانی، شلهبریانی، شلهزرد و شلهقلمکار) و نسخههای رایج دیگر همین پیشوند مثل شولی در گفتار مردم یزد و نائین، به معنای آش و نوعی آش مخصوص محلی به کار میرود.
در زبان فارسی، آش کنار کلمات بسیاری هم نشسته و یک ترکیب جدید درست کرده است. رایجترین این ترکیب کلمات آشپزی، آشپز و آشپزخانه است که برای اشاره به عمل پختن و فراهم کردن غذا به طور کلی، فردی که چنین مسئولیتی را به عهده دارد و مکان فیزیکی تهیه غذا به کار میرود.
به جز این، با کمی دقت آش را در ترکیبهایی مانند آشخانه، آشپزان، آشچی (در ترکی به معنی آشپز)، آشخوری (بشقاب گودی مخصوص ریختن آش در آن و خوردن آش از آن)، آشخورک (پیشبند کودک)، آشدان (اجاق خوراکپزی و دیگ آشپزی)، آشدانی (کیسۀ بنددار راهیان که از دوش خود بیاویزند)، آش سال (مجلس و مراسم سالروز مرگ)، آشکارد و آشبُر (کارد آشپزخانه) و آشکشانی (مراسم کشیدن آش) و آش پختن (اندازه برای سنجش زمان، توطئه کردن و نقشه کشیدن برای کسی) میبینیم. ضربالمثلهایی که آش در آنها به کار رفته هم در زبان فارسی کم نیست.
هرچند جشنواره ملی «آش اقوام» یکی از قدیمیترین جشنوارههای غذایی کشور طی چهار دهه اخیر تلاش داشته تا ایرانیان را با فرهنگ آش و آشخوری آشنا کند، اما این حرکت برای شناساندن آش اقوام ایرانی تنها اولین قدم است. منشا آش در ایران به طور کلی مشخص نیست؛ هرچند در دورهای که ترکان آسیای میانه بر ایران تسلط داشتهاند، همراه خود آشی به نام تُتماج (توتماج) را وارد فرهنگ آشپزی ایرانی کردند که شرح کامل نحوه پخت و مواد به کار رفته در آن در دیوان لغات الترک، متون جرجانی (پزشک سده ۶ قمری) و نیز دیوان بسحاق اطعمه (قرن ۸) ذکر شده است.

سپس در دوران حکومت ترکان صفوی، کلمه آش را برای اولین بار در رسالههای آشپزی به جا مانده از آن دوران میبینیم و دستور تهیه آشهای مخصوص درباری را میخوانیم. همینطور مراجعه به نوشتههای منابع ترکی نشان میدهد که ترکان آسیای میانه، غذاهایی پوره مانند از رشته همراه با گوشت میپختند که همان آش و شوربا بوده است (لفظ چوربا یا شوربا که در ترکیه برای اشاره به انواع آش رایج است اشاره به همین مفهوم دارد).
مدخل مفصل دانشنامه ایرانیکا نیز در مورد آش مینویسد:
آش اصطلاح کلی برای یک غذای سنتی ایرانی است که میتوان آن را با پتاژ فرانسوی قیاس کرد. در تهیه آشها از ترکیبات مختلفی از سبزیجات، برنج، رشته، غلات، نخود و لوبیا، گوشت، میوهها، ادویهجات، ترشیجات و طعم دهندههای ترش مانند آب لیمو، تمر هندی، سماق، ماست یا سرکه استفاده میشود. اگر آشی ترشمزه باشد از شکر، عسل یا شربت ترش و شیرینی که از سرکه و آب انگور شیرین غلیظشده درست شده، آن را شیرین میکنند.
نام هر آشی اغلب از ماده اصلی تشکیلدهنده آن گرفته شده است؛ مانند آش آلوچه، آش ارزن، آش انار، آش بادمجان، آش باقلا، آش بلغور، آش ترخینه، آش جو، آش چغندر، آش زرشک، آش سبزی، آش سماق (سماق)، آش غوره تازه، آش کشک، آش گندم، آش لوبیا و آش ناردانه (انار خشک).

از یک منظر دیگر میتوانیم انواع آشهای ایرانی را به چهار دسته کلی تقسیم کنیم:
کلام آخر اینکه آش همچنان 1یت خود را بین افراد از سنین گوناگون حفظ کرده است و هنوز هم در خانوادهها مادران و مادربزرگها انواع آش های محلی ایرانی را برای مهمانی یا مصرف روزانه تهیه میکنند. حتی آشهای آماده هم در قفسه فروشگاهها دیده میشود و آش فروشیهای برند به طور تخصصی به کار آماده سازی و توزیع آش میپردازند.
برچسب:
نویسنده: موزیک دان