اگر تعریف شکست نرسیدن به هدف است، پس آیا رسیدن به هدف برابر با موفقیت است؟ تا حدودی بله؛ اما این تعریف بیش از حد محدود به نظر می رسد.
موفقیت از نظر روانی بزرگتر از خود دستیابی به هدف است؛ و مهم تر از همه، این امکان وجود دارد که حتی در مواجهه با شکست نیز احساس یک فرد موفق داشته باشید.
سوریا بونالی در یک سخنرانی برای دانشآموزان در هارلم گفت: «شما لازم نیست منتظر مدال باشید تا زندگی خود را متفاوت کنید. اگر 100% توان و انرژي خود را بگذاريد، بهترین کار را انجام داده اید. پس احساس خوبی داشته باشید. ديدگاه مثبت داشته باشید و حرکت کنيد.»
این نقل قول یک تمایز مهم بین اهداف فرآیند محور و اهداف نتیجه محور را نشان می دهد.
یک هدف نتیجه محور که قبلاً مورد بحث قرار گرفت، دویدن ماراتن در کمتر از چهار ساعت و نیم بود. برای دستیابی به آن نتیجه، دونده در طول مسیر درگیر اهداف فرآیندمحور می شد تا نتیجه را محتمل تر کند.
او پنج روز یا بیشتر در هفته می دوید. به یک گروه آموزشی ماراتن پیوست. رژیم غذایی خود را مدیریت کرد. تجهیزات لازم را خریداری کرد و ساعت های بی شماری را به تمرين مستمر اختصاص داد.
اما در جامعه ما تمایلی به تصدیق و قدردانی از این نوع دستاوردهای فرآیندمحور نداریم. در عوض، ما احساس موفقیت را صرفا منوط به حصول نتیجه دلخواه می کنیم.
بیایید واقع بين باشیم؛ مهم است که احساس موفقیت کنیم. چه زمانی به خود اجازه می دهید که احساس موفقیت کنید؟ اگر موفقیت را فقط منوط به دستیابی به اهداف نتیجه محور کنید، ممکن است حس كنيد که هرگز به اندازه کافی خوب نیستید.
در عوض، بیایید یک تعریف جایگزین از موفقیت در نظر بگیریم. جایی که به خودمان اجازه می دهیم برای تمام تلاش هایی که انجام می دهیم (به جای نتایج) احساس موفقیت کنیم.
موفقیت این است که بدانید از زندگی چه می خواهید؛ و احساس غرور به خودتان برای سرمایه گذاری در آنچه برای شما معنادار است. موفقیت و شکست می تواند بسیار وابسته به ذهنیت شخص شما باشد. یک طرز فکر بازتر ممکن است به شما کمک کند تا شکست خود را به موفقیت تبدیل کنید.
با گذشت زمان، ممکن است تمرکز خود را بر روی احساس موفقیت از نتایج فرآیند تغییر دهید. ساختار ارائه شده توسط نویسنده عادات اتمی جیمز کلیر ممکن است در این مورد برای شما مفید باشد. او شناسایی شده است سه مرحله شکست:
درک اینکه چرا احساس شکست می کنید می تواند به شما کمک کند تا بر چالش های پیش روی نتایج فرآیند غلبه کنید. شاید هدف شما صرفا ناتمام است. سپس، فکر کردن در این مورد منجر به انگیزه مجدد برای دستیابی به نتایج فرآیند شما می شود.
به خاطر داشته باشید که هیچ یک از ما نمی توانیم همیشه از شکست جلوگیری کنیم؛ و این قصد ما نیست.
ما در دنیایی زندگی می کنیم که موفقیت ما به عنوان يك فرد و يا تیم به یادگیری بیشتر و سریع تر برای عملکرد بهتر بستگی دارد. اگر شکست نخوریم، احتمالاً به اندازه کافی ریسک نمی کنیم.
اغلب اوقات، ما به نوعی از لحاظ فکری از آزمایش و ریسک پذیری استقبال می کنیم؛ اما ما می خواهیم آن را به طور موثر و بي نقص و بدون شکست انجام دهیم؛ و این قصد ما نیست.
هدف این است که در برابر شکست انعطاف پذیر باشید. یک فرد انعطاف پذیر از این نقاط قوت در راه رسیدن به هدف استفاده خواهد کرد:
سوریا بونالی در آخرین حضور خود در المپیک 1998 از ناحیه تاندون آشیل دچار آسیب دیدگی شد.
او که می دانست این آخرین اجرای او به عنوان یک ورزش کار آماتور خواهد بود، در حالی که می دانست این یک حرکت غیرقانونی است، به طور کامل حرکت پشتک واروی خود را اجرا کرد.
در آن لحظه، او خود را قربانی نمی دید. جلو بردن مرزهای ورزش و ابراز وجود از امتیاز داوران مهم تر بود.
حضار او را به شدت تشویق کردند؛ اما داوران به او امتيازات پایینی دادند.
شکست معلم بزرگی است. در دراز مدت می تواند درس ارزشمندی برای ما باشد. ما باید بتوانیم آن را بررسی کنیم و درس های مهمی را از آن برداشت کنیم.
انجام تجزیه و تحلیل شکست و نگاه کردن به دلایل اصلی شکست، راه اصلی یادگیری از شکست است.
این امر به ویژه در صورتی صادق است که از یک شکست پیچیده رنج می برید که دلیل شکست ممکن است بلافاصله مشخص نباشد.
این خوب است که بدانیم در شغل یا کسب و کارمان چه کاری انجام می دهیم؛ اما بازخورد شکست چیزی به همان اندازه مهم به ما می دهد: یک فرآیند یادگیری یا لحظه ای قابل آموزش درباره آنچه که اشتباه انجام می دهیم.
اغلب، شکست های کوچک در اوایل یک پروژه می تواند تقریباً شبیه یک آزمایش باشد. این شکست ها می توانند نوآوری ایجاد کنند که منجر به موفقیت در آینده شود.
چندین چارچوب مختلف وجود دارد که می توانید برای تجزیه و تحلیل شکست از آنها استفاده کنید. یکی از محبوب ترین آنها FMEA (تحلیل حالت شکست و اثرات آن) است.
انجام تجزیه و تحلیل شکست به شما امکان می دهد یک عدد اولویت ریسک (RPN) را برای یک فرآیند محاسبه کنید.
عدد اولویت ریسک بر اساس شدت، میزان وقوع و نرخ تشخیص چالش های مختلفی است که ممکن است در فرآیندهای تجاری شما ایجاد شود.
برای انجام تجزیه و تحلیل شکست فرآیند، 10 مرحله وجود دارد که باید دنبال کنید:
اگر می خواهید رویکرد ساختارمندتری برای یادگیری از مدل خود داشته باشید، این مراحل شما را در این فرآیند راهنمایی می کنند.
شکست ذاتا بد نیست. برعکس، اکثر شکست ها فرصت های شگفت انگیزی برای به دست آوردن بینش های جدید درباره خود یا کارتان فراهم می کنند؛ و برخی شکست ها حتی فرصت موفق شدن را ایجاد می کنند.
ما در حال کار و زندگی در سیستم هایی هستیم که به طور فزاینده مبهم و به سرعت در حال تغییر هستند. همه ما باید با اشتباه کردن راحت تر باشیم و بهتر یاد بگیریم که شکست بخوریم. یادگیری شکست مهارتی است که همه ما می توانیم آن را تمرین کنیم.
برچسب:
نویسنده: موزیک دان