در چند سال گذشته، همه ما به استفاده از مسیریاب های GPS مانند نقشه های گوگل، TomTom و Waze عادت کرده ایم. این برنامه های فوق العاده مفید به ما امکان می دهند پیاده روی، دوچرخه سواری، و رانندگی به مقصدی که انتخاب کرده ایم، در کوتاه ترین، سریع ترین یا حتی زیباترین مسیرها را دنبال کنیم.
اما یک لحظه فکر کنید که اگر مقصدی را انتخاب نمی کردید چقدر این اپلیکیشن ها بی فایده می شدند. در این صورت دیگر این فناوری های خارق العاده بی فایده خواهند بود. بدون مقصد، برنامه ها نمی 1ند مسیری 1 کنند و کمکی به شما ارائه کنند.
این موضوع برای شما چه مفهومی دارد؟
و در تمام عرصه های زندگی همینطور است. اگر نمی دانید به کجا می روید، احتمالاً به جایی نخواهید رسید!
به همین دلیل است که شما باید اهدافی برای زندگی داشته باشید، اهدافی خاص برای رسیدن به آنها. اینها چیزهایی هستند که به شما انرژی و انگیزه می دهند تا به حرکت رو به جلو ادامه دهید.
حالا بیایید ببینیم که اهداف زندگی دقیقا چیست و چگونه می توانید آن ها را در زندگی خود ایجاد و عملی کنید.
اهداف زندگی دقیقاً همانطور که از نام آن پیداست هستند: اهدافی که می توانند نقش مهمی در شکل دادن به زندگی شما داشته باشند.
چند نمونه از اهداف زندگی عبارتند از:
البته، هیچ محدودیتی برای اهداف زندگی شما وجود ندارد. همه ما تجربیات و مهارت های منحصر به فرد خود را داریم، بنابراین آنچه برای شما مفید است ممکن است برای شخص دیگری کارآمد نباشد.
ترفند انتخاب اهداف زندگی این است که مدتی را صرف بررسی کردن به تمام زمینه های زندگی خود کنید.
توصیه می کنم بخش های خاصی از زندگی خود را تجزیه و تحلیل کنید تا ببینید نقاط قوت و ضعف شما کجاست. این شش جنبه زندگی نقطه آغاز خوبی برای شروع این سفر است:
اگر سلامتی کافی نداشته باشید، انرژی و انگیزه شما نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. این مانع از توانایی شما برای رسیدن به اهدافتان می شود. با این حال، خبر خوب این است که از طریق برخی تغییرات ساده، مانند بهبود رژیم غذایی و ورزش بیشتر، می توانید وضعیت سلامت خود را متحول کنید.
اهدافی که در این جنبه زندگی باید مورد توجه قرار گیرند عبارتند از:
موفقیت و رفاه ما به شدت به روابط ما بستگی دارد. افراد منفی نگر می توانند شما را از مسیر درست خارج کنند، در حالی که افراد مثبت نگر می توانند در طول زندگی به شما کمک کنند و از شما حمایت کنند. همچنین مهم است که یک شریک یا دوست نزدیک داشته باشید که بتوانید ترس ها، رویاها و اهداف خود را با او در میان بگذارید.
اهدافی که در این جنبه زندگی باید مورد توجه قرار گیرند عبارتند از:
چه کسی شغل یا حرفه ای با ارزش نمی خواهد؟ با این حال، بسیاری از افراد این چیزها را ندارند. آنها هر روز در محل کار احساس بدبختی می کنند. با این حال، زندگی نباید اینگونه باشد. شما می توانید با تعیین اهداف روشن و واقعی از این تله رهایی پیدا کنید.
اهدافی که در این جنبه زندگی باید مورد توجه قرار گیرند عبارتند از:
نداشتن پول کافی برای انجام کارهایی که می خواهید انجام دهید ناامیدکننده است، اما برای برخی از افراد حتی بدتر است، آنها بدهی هایی دارند که هر ماه افزایش می یابد. واضح است که مدیریت پول یک مهارت حیاتی است و باید واقعاً در مدارس ما آموزش داده شود.
نظم بخشیدن به امور مالی هرگز دیر نیست. تمرکز شما باید بر ارائه خدمات به جهان باشد. اگر چیزی است که مردم به آن نیاز دارند، پس باید نسبت به آن هزینه کنید و از پاداش ها لذت ببرید.
اهدافی که در این بخش زندگی باید مورد توجه قرار گیرند عبارتند از:
بسیاری از مردم با اعتقاد به قدرتی برتر احساس آرامش می گیرند. این به آنها اجازه می دهد که فروتن باشند و زندگی خود را در نظر داشته باشند. همچنین در مواقع سختی به آنها قدرت بیشتری برای حل مسئله می دهد. طبق تجربه من، سلامت معنوی قطعاً به سلامت جسمی، عاطفی و روانی شما کمک خواهد کرد.
اهدافی که در این جنبه زندگی باید مورد توجه قرار گیرند عبارتند از:
اگر ذهن شما ضعیف باشد، شما نیز ضعیف خواهید بود. این بدان معنی است که دستیابی به چیزهایی که می خواهید سخت خواهد بود. اما اگر بتوانید قدرت ذهنی خود را افزایش دهید، آنگاه تمرکز، انگیزه و اعتقاد خواهید داشت. شما از یک فرد بی اراده به فردی تبدیل خواهید شد که کارها را انجام می دهد.
اهدافی که باید در این جنبه از زندگی در نظر گرفته شوند عبارتند از:
من به شما پیشنهاد می کنم زمان زیادی را برای فکر کردن به این شش جنبه زندگی اختصاص دهید. در زمینه هایی که در آنها ضعیف تر هستید، دقت کنید و آنها را نقطه شروع خود قرار دهید.
به عنوان مثال، اگر سلامتی مانعی در مسیر شماست، اهدافی برای زندگی تعیین کنید که سلامتی شما را بهبود ببخشند. این اهداف می توانند شامل مواردی مانند: بیدار شدن زود هنگام، کاهش کافئین و قند، و رفتن به پیاده روی روزانه، دویدن یا دوچرخه سواری باشند. (در حالت ایده آل، می توانید برای انجام همه این کارها هدف تعیین کنید.)
البته، انتخاب برخی از اهدافی که دوست دارید در زندگی خود به آنها برسید کافی نیست؛ شما همچنین باید برای رسیدن به آنها برنامه ریزی کنید!
توصیه من این است که برای شروع فقط دو یا سه هدف کوچک انتخاب کنید. تاریخی را برای انجام آنها تعیین کنید و سپس اقدامات لازم را که برای تحقق اهداف باید بردارید، یادداشت کنید.
به عنوان مثال، اگر «عادت خواندن» را از دست داده اید، اما می خواهید دوباره آن را احیا کنید، می توانید برای خودتان یک کتاب در ماه بخوانید. مراحل دستیابی به این امر عبارتند از:
هنگامی که می دانید چند ساعت طول می کشد تا کتاب را کامل کنید، برنامه ریزی ساده ای خواهید داشت که چند بار در هفته را برای مطالعه اختصاص دهید و هر جلسه مطالعه چقدر باید طول بکشد.
اگر مدتی از خواندن کتاب می گذرد، ممکن است ماه اول برای شما سخت باشد. اما پس از آن، شما شروع به ایجاد این عادت خواهید کرد و مشکلی برای خواندن یک یا چند کتاب در ماه نخواهید داشت.
اگر کتاب های غیرداستانی مورد علاقه شما هستند، می توانید در طول یک سال چیزهای زیادی یاد بگیرید. اگر کتاب های داستانی مورد علاقه شما هستند، پس سفرهای زیبایی در ذهن خود خواهید داشت!
وقتی به اهداف کوچک تر خود دست یابید، آماده انتخاب اهداف بزرگ تر و اساسی تر خواهید بود.
راز پشت توانایی در دستیابی به اهداف بزرگ این است که به قطعات کوچک تقسیم شوند. این کار دستیابی به اهداف را آسان تر می کند، زیرا گام های روشنی خواهید داشت تا شما را تا انتهای مسیر پیش ببرد. بعلاوه، در هر نقطه از زمان، می توانید ببینید چقدر در طول مسیر هستید.
اگر نتوانید اهدافی برای زندگی داشته باشید، احتمالاً در زندگی شکست خواهید خورد.
تفاوت بزرگی بین این که فقط امیدوار باشید اتفاق خوبی بیفتد و داشتن تصویری واضح از آنچه می خواهید و سپس برداشتن گام های قطعی برای رسیدن به آن وجود دارد.
پس از عملی شدن، اهداف زندگی وجود شما را متحول خواهند کرد. شما شادتر، سالم تر و موفق تر خواهید بود.
اکنون، فقط باید شروع کنید. همانطور که لائو تزو یک بار گفت:
«یک سفر هزار مایلی با یک قدم شروع می شود.»
برچسب:
نویسنده: موزیک دان