نیرمال پورجا، کوهنورد نامدار نپالی-بریتانیایی و مردی که با صعودهای سریع و جاهطلبانه خود تعریف تازهای از رکوردشکنی در هیمالیا ارائه کرد، در جریان حادثه بهمن برودپیک جان باخت. سربازی که روزی از صفوف گورخاها راهی بلندترین کوههای جهان شده بود، سرانجام در همان جایی که بخش بزرگی از زندگیاش را به آن بخشیده بود، برای همیشه ماندگار شد: کوهستان.
پنجشنبه ۳۰ جولای ۲۰۲۶، ارتفاعات برودپیک در رشتهکوه قراقوروم پاکستان صحنه یکی از تلخترین حوادث سالهای اخیر کوهنوردی ارتفاع بالا شد.
بهمنی بزرگ در مسیر صعود این کوه ۸۰۵۱ متری، گروهی متشکل از ۱۰ کوهنورد را درگیر کرد؛ گروهی که برای ادامه مسیر به سوی قله تلاش میکردند. در میان آنها نامی وجود داشت که تقریباً تمام جامعه کوهنوردی جهان آن را میشناخت: نیرمال «نیمز» پورجا.
پس از حادثه، عملیات جستوجو با استفاده از بالگرد، پهپاد و تیمهای زمینی آغاز شد. شرایط دشوار منطقه و خطر وقوع بهمنهای بیشتر، کار امدادگران را بسیار پیچیده کرده بود.
در گزارشهای اولیه از پیدا شدن دو پیکر و بخشی از پیکر یک قربانی دیگر خبر داده شد. تصاویر پهپادی نیز چند پیکر دیگر را در منطقهای بسیار خطرناک نشان میداد؛ جایی که دسترسی زمینی و انتقال اجساد میتوانست جان امدادگران را نیز به خطر بیندازد.
سرانجام در اول آگوست، EliteExped، شرکتی که پورجا یکی از مالکان آن بود، مرگ او را تأیید کرد. این شرکت همچنین اعلام کرد که بر اساس اطلاعات دریافتشده، دیگر اعضای گرفتار در حادثه نیز زنده نماندهاند.
خبری که بسیاری انتظار شنیدنش را داشتند، اما شنیدن آن همچنان برای دنیای کوهنوردی سنگین بود.
داستان نیرمال پورجا فقط داستان یک کوهنورد نبود.
او پیش از آنکه نامش با اورست، K2، آناپورنا و دیگر هشتهزارمتریها گره بخورد، سالها در نیروهای مسلح بریتانیا خدمت کرده بود.
پورجا ابتدا به تیپ مشهور گورخاها پیوست و سپس مسیر نظامی خود را ادامه داد. انضباط، تحمل فشار، تصمیمگیری در شرایط دشوار و روحیهای که در سالهای خدمت نظامی شکل گرفته بود، بعدها به بخش مهمی از شخصیت او در کوهستان تبدیل شد.
او سرانجام تصمیمی بزرگ گرفت: ترک یک مسیر حرفهای نظامی و دنبال کردن رؤیایی که بسیاری آن را غیرممکن میدانستند.
کوهستان قرار بود زندگی او را کاملاً تغییر دهد.
نام نیرمال پورجا بیش از هر چیز با پروژه مشهور Project Possible گره خورده است.
هدف ظاهراً دیوانهوار بود:
صعود به تمام ۱۴ قله بالای ۸۰۰۰ متر جهان در کمتر از هفت ماه.
تا آن زمان رکورد صعود هر ۱۴ هشتهزارمتری در مقیاس چندین سال سنجیده میشد. اما پورجا قصد داشت همان مسیر را در چند ماه طی کند.
در سال ۲۰۱۹ او کاری کرد که نگاه جهان به سرعت در کوهنوردی ارتفاع بالا را تغییر داد.
پورجا تمام ۱۴ قله هشتهزارمتری جهان را در مدت تنها شش ماه و شش روز صعود کرد؛ رکوردی که فاصلهای عظیم با رکوردهای پیشین داشت.
اورست، لوتسه، ماکالو، کانچنجونگا، آناپورنا، دائولاگیری، ماناسلو، K2، نانگاپاربات، گاشربرومها و برودپیک بخشی از میدان بزرگی بودند که او برای اجرای پروژه خود پشت سر گذاشت.
اما شاید مهمتر از رکورد، پیامی بود که پورجا دائماً تکرار میکرد:
ممکنها بسیار فراتر از چیزی هستند که ما تصور میکنیم.
یکی از تأثیرات مهم پورجا بر کوهنوردی مدرن، برجسته کردن نقش کوهنوردان نپالی در صعودهای بزرگ هیمالیا بود.
برای دههها بسیاری از بزرگترین صعودهای هیمالیا با نام کوهنوردان غربی شناخته میشدند؛ در حالی که شرپاها و نیروهای ارتفاع نپالی نقشی حیاتی در موفقیت این برنامهها داشتند.
پورجا تلاش کرد این تصویر را تغییر دهد.
اوج این اتفاق در زمستان ۲۰۲۱ رقم خورد؛ زمانی که تیمی از کوهنوردان نپالی برای نخستین بار در تاریخ موفق شدند K2 را در زمستان صعود کنند.
K2 آخرین قله هشتهزارمتری جهان بود که هنوز صعود زمستانی نشده بود.
پورجا یکی از اعضای آن تیم تاریخی بود.
تصویر کوهنوردان نپالی که پیش از رسیدن به قله منتظر یکدیگر ماندند تا همراه هم قدمهای آخر را بردارند، به یکی از ماندگارترین تصاویر تاریخ کوهنوردی هیمالیا تبدیل شد.
نیرمال پورجا فقط یک کوهنورد نبود؛ او به یک چهره جهانی تبدیل شده بود.
مستندها، شبکههای اجتماعی، سخنرانیها، پروژههای تجاری و حضور گسترده رسانهای باعث شدند نام «Nimsdai» حتی برای بسیاری از افرادی که ارتباط مستقیمی با کوهنوردی نداشتند نیز شناختهشده باشد.
شیوه صعود او البته همیشه بدون منتقد نبود.
استفاده گسترده از اکسیژن کمکی، بالگرد برای جابهجایی میان برخی مناطق، تیمهای پشتیبانی قدرتمند و نگاه تجاری به کوهنوردی ارتفاع بالا، بحثهای زیادی در جامعه کوهنوردی ایجاد کرد.
اما موافق یا مخالف روشهای او، یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت:
نیرمال پورجا مرزهای سرعت، لجستیک و اجرای پروژههای بزرگ در هیمالیا را جابهجا کرد.
او کوهنوردی ارتفاع بالا را وارد دورهای متفاوت کرد؛ دورهای که در آن برنامهریزی، سرعت، تیمسازی و لجستیک به اندازه توانایی فیزیکی اهمیت پیدا کردند.
سرنوشت برای پورجا پایانی تلخ و عجیب نوشته بود.
قراقوروم برای او سرزمینی غریبه نبود.
قراقوروم برای او سرزمینی غریبه نبود. فعالیت در چنین ارتفاعاتی، علاوه بر تجربه و آمادگی فنی بالا، نیازمند تجهیزات کوهنوردی متناسب با شرایط سخت ارتفاع، سرما و باد است. K2، برودپیک، گاشربروم I و گاشربروم II از مهمترین قلههای این رشتهکوه هستند و پورجا بارها در این منطقه فعالیت کرده بود.
K2، برودپیک، گاشربروم I و گاشربروم II از مهمترین قلههای این رشتهکوه هستند و پورجا بارها در این منطقه فعالیت کرده بود.
اما در تابستان ۲۰۲۶، برودپیک به آخرین کوه زندگی او تبدیل شد.
پس از وقوع بهمن، امید به یافتن بازماندگان به تدریج کاهش یافت. شرایط منطقهای که پیکرها در آن مشاهده شده بودند، به اندازهای خطرناک گزارش شد که حتی عملیات انتقال آنها نیز نیازمند ارزیابی دقیق خطر بود.
کوهستان بار دیگر یادآوری کرد که حتی برای قویترین و باتجربهترین انسانها نیز هیچ تضمینی وجود ندارد.
در ارتفاعات بزرگ، فاصله میان موفقیت و فاجعه گاهی تنها چند ثانیه است.
نیرمال پورجا در طول زندگی حرفهای خود بارها تلاش کرد ثابت کند مرزهای توانایی انسان ثابت نیستند.
او از ارتش به کوهستان رفت، از یک کوهنورد کمترشناختهشده به یکی از مشهورترین چهرههای هیمالیانوردی جهان تبدیل شد و پروژههایی را اجرا کرد که زمانی انجام آنها در چنین بازه زمانی تقریباً غیرممکن تصور میشد.
شاید میراث او فقط مجموعهای از رکوردها نباشد.
میراث واقعی پورجا را باید در نسلی جستوجو کرد که پس از او با جسارت بیشتری به اهداف بزرگ نگاه میکند؛ و همچنین در جایگاهی که کوهنوردان نپالی در صحنه جهانی کوهنوردی به دست آوردند.
او روزی برای اثبات ممکن بودن غیرممکنها راهی بلندترین کوههای جهان شد.
و سرانجام در میان دیوارههای عظیم و یخچالهای قراقوروم، همان جایی که بارها رؤیاهای بزرگش را دنبال کرده بود، سفرش به پایان رسید.
نیرمال پورجا رفت؛ اما داستان سرباز گورخایی که جرئت کرد بلندتر از دیگران رؤیا ببیند، مدتها در تاریخ کوهنوردی باقی خواهد ماند.
خداحافظ اسطوره.
برچسب:
نویسنده: موزیک دان