بهبود هوش هیجانی می تواند مزیت قابل توجهی برای تسلط بر احساسات افراد ایجاد کند. همه روزهایی داریم که احساساتمان را تحت تأثیرش قرار می دهند. اشتیاق می تواند قضاوت را تیره و تار کند، ترس می تواند تصمیمات را تحت فشار قرار دهد و رنجش قادر خواهد بود که افراد را به انجام کارهایی که پشیمان هستند، سوق دهد.
اما اگرچه احساسات در طول تاریخ به عنوان دشمن آتشین و احمقانه عقل و عقلانیت به تصویر کشیده شده است، احساسات برای توانایی افراد برای عملکرد اساسی هستند. آنها انگیزه می دهند که عمل کنید، برای تعاملات اجتماعی ضروری هستند و بستر احساس اخلاقی را تشکیل می دهند.
در این مقاله، با هوش هیجانی از نزدیک آشنا می شوید که بفهمید این هوش چیست، چرا ارزشمند است و چگونه می توانید بیشتر آن را پرورش دهید.
بهتر است که در نقطه اول بدانید هوش هیجانی به چه چیزی گفته می شود که بتوانید به درستی در امر بهبود قدم بردارید.
بهبود هوش هیجانی
بسیاری از مردم درک شهودی از چیستی هوش هیجانی دارند، اما برای دانشگاهیان، هوش هیجانی (EQ یا EI) ساختار بسیار دشواری برای توافق بوده است.
از این منظر، این هوش می تواند تقریباً در تمام زمینه های زندگی مفید باشد. بیایید به چند نمونه از هوش هیجانی در عمل نگاه کنیم.
آگاهی از احساسات برای روابط خودتان و توانایی رهبری دیگران اهمیت اساسی دارد. نخست وزیر نیوزیلند به دلیل توانایی اش در گوش دادن، نشان دادن همدلی و ارتباط با مردم در بحران در سطح جهانی مورد تحسین قرار گرفته است.
مدیر عامل مجله تودی می گوید می توانید از توانایی این فرد در مدیریت موثر احساساتش چیزهای زیادی بیاموزید، زیرا خودآگاهی پایه ای است که همه چیز روی آن ساخته شده است و ا امکان می دهد دیگران را مطابق شرایط آنها درگیر کنید.
توصیه می کنیم که به قلب خود گوش دهید، زیرا شواهد بدنی قواعد تصمیم گیری را که ذهن ناخودآگاه جمع می کند، آشکار می کند. به این ترتیب، سیگنال های احساسی از بدن افراد نوعی حکمت ناملموس را ارائه می دهد که فرد را به سمت تصمیمات درست راهنمایی می کند. می توان با اصطلاح جذب موفقیت از آن یاد کرد.
داشتن آگاهی و توانایی مدیریت احساسات می تواند باعث شود که برای مقابله با احساسات و موقعیت های دشوار احساس آمادگی بیشتری داشته باشید و از رفاه روانی بیشتر حمایت کنید.
در مورد استفاده از اصطلاح «هوش هیجانی» در مدل های EQ که شامل سازه هایی شبیه شخصیت و مهارت های اجتماعی گسترده تر است، بحث هایی وجود دارد.
در حالی که معیارهای عملکرد عینی تر نشان داده اند که از پنج ویژگی شخصیتی بزرگ یعنی برون گرایی، گشودگی، موافق بودن، وظیفه شناسی و روان، موضوع شخصیت متمایز است. برخی از معیارهای خودگزارشی EQ تداخل بیشتری با شخصیت نشان داده اند.
در بحث بهبود هوش هیجانی 4 مؤلفه مهم وجود دارد که بسیار تأثیر گذار خواهد بود.
توجه به احساسات خود و درک احساسات دیگران و همچنین توانایی تشخیص بین احساسات مجزا بسیار کمک کننده خواهد بود و می تواند منجر به موفقیت شود.
چگونه احساسات را در فرایندهای تفکر خود ترکیب می کنید و درک اینکه چه زمانی و چگونه احساسات می تواند برای فرایندهای استدلال مفید باشد.
ظرفیت رمزگشایی احساسات، درک معنای آنان و اینکه چگونه با یکدیگر ارتباط دارند و در طول زمان تغییر می کنند از مهم ترین نکات این قسمت خواهد بود.
گشودگی به همه احساسات و توانایی تنظیم احساسات خود و دیگران برای تسهیل رشد و بینش خواهد بود که می تواند در بهبود هوش هیجانی کمک کند.
مدل ترکیبی که ادعا می کند EQ ترکیبی از شایستگی ها، مهارت ها و «تسهیل کننده ها» است که به نحوه بیان افراد، پاسخ به چالش ها در محیط خود و ارتباط با دیگران کمک می کند.10 مؤلفه متمایز، داربست رفتارهای هوش هیجانی و اجتماعی را فراهم می کند:
همچنین خودشکوفایی، استقلال، مسئولیت اجتماعی، خوش بینی و شادی به عنوان عوامل مؤثر در بهبود هوش هیجانی در این مدل خواهد بود.
هوش عاطفی به طور گسترده ای به عنوان کالای با ارزش شناخته می شود، زیرا می تواند نتایج زندگی را مانند عملکرد تحصیلی سازگاری روانی و موفقیت در محل کار پیش بینی کند.
بهبود هوش هیجانی و اهمیت آن
توانایی در مدیریت احساسات می تواند از بسیاری جهات برای عملکرد کاری مفید باشد. استفاده و بهبود هوش هیجانی در محل کار می تواند تصمیم گیری را بهبود بخشد، به تعاملات اجتماعی کمک کند که به خوبی پیش برود و توانایی کارکنان را برای مقابله با مواقع استرس زا افزایش دهد.
EQ با عملکرد بهتر وظایف، رفتارهای شهروندی سازمانی کارکنان، رتبه شرکت بالاتر و نمرات بالاتر تحمل استرس و تسهیل بین فردی که توسط همتایان و سرپرستان رتبه بندی شده است، مرتبط است.
رهبر بودن شغل سختی است که اگر در مدیریت احساسات خود یا کسانی که رهبری می کنید، مشکل داشته باشید، احتمالاً سخت تر خواهد بود.
مشخص شده است که EQ اثربخشی رهبری را حتی در هنگام محاسبه ضریب هوشی و شخصیت پیش بینی می کند. علاوه بر این، بهبود هوش هیجانی، به ویژه بر درک و مدیریت احساسات، به شدت با رفتارهای رهبری تحول آفرین مدیران ارشد مرتبط است.
با توجه به مزایای بسیاری که EQ می تواند به ارمغان بیاورد، جای تعجب نیست که محبوبیت آموزش EQ در دهه گذشته رونق گرفته است.
به طور قابل توجهی، مطالعه نشان داد که تنها 10 ساعت آموزش EQ توانایی افراد را برای شناسایی و مدیریت احساساتشان بهبود می بخشد و این مزایا شش ماه بعد نیز حفظ می شود.
نقش یادگیری در بهبود هوش هیجانی
واضح است که به کارگیری مهارت های EQ نقش مهمی در توسعه هوش هیجانی دارد؛ بنابراین، اگر به دنبال آموزش مهارت هستید، پیشنهاد می کنیم که بین موارد زیر تمایز قائل شوید:
یادگیری شناختی: درک عقلانی مفهوم چگونگی بهبود توانایی های عاطفی. به عبارت دیگر، ممکن است بدانید که باید بیشتر اوقات آگاهی خود را به احساسات خود بیاورید، اما این بدان معنا نیست که قادر خواهید بود.
یادگیری عاطفی: فراموش کردن عادات قدیمی و یادگیری مجدد عادت های سازگارتر را معنی خواهد شد. برای رشد عاطفی، باید ارتباط خود را با روش های پیش فرض پاسخ دهی قطع کنید.
اگر عادت قدیمی تان کناره گیری از عزیزانتان در زمانی است که تحت فشار هستید، عادتی جدید می تواند این باشد که وقتی استرس دارید به جای دور شدن، به سراغ دیگران بروید.
پرورش و بهبود مهارت هوش هیجانی، سه مرحله را برای قرار دادن افراد در مسیر EQ بیشتر بیان می کند.
وقت گذاشتن برای توجه کردن و برچسب زدن به احساسات می تواند به شما کمک کند بهترین راه را برای پاسخ به موقعیت ها انتخاب کنید.
حتی اگر ممکن است که شما را عصبانی کند، دریافت نظرات دیگران در مورد هوش هیجانی مفید است. از مردم بپرسید که فکر می کنند، شما چگونه با موقعیت های دشوار برخورد می کنید و به احساسات دیگران پاسخ می دهید.
خواندن کتاب از دیدگاه دیگران می تواند درکتان را از دنیای درونی آنان عمیق تر کند و آگاهی اجتماعی را در این فرایند افزایش دهد.
کتاب خواندن و بهبود هوش هیجانی
با کمی تأمل در خود و صداقت می توانید از نکات زیر بهره ببرید.
روش های بهبود هوش هیجانی
با اعتماد مجدد به EQ خود، پیشنهاد می کنیم که برای استفاده از این مهارت ها برای دستیابی به اهداف خود و تقویت روابط خود با دیگران هیجان زده شوید.
در زیر سه مورد از شناخته شده ترین و قابل اعتمادترین تست های EQ موجود را فهرست کرده ایم. به این ترتیب قادر هستید که جایگاه خود را شناخته و اقدام به پیشرفت کنید.
بهبود هوش هیجانی و اندازه گیری آن
تست 141 موردی است که توانایی ها را در چهار حوزه اصلی EI ثبت می کند:
درک عاطفه: وظایف از افراد می خواهد که میزان بیان احساس خاص در حالت چهره، در طرح یا منظره را ارزیابی کنند.
استفاده از احساسات در فکر: از افراد خواسته می شود که ارزیابی کنند که کدام احساسات در موقعیت های خاص مفید هستند و احساسات مختلفی را که با احساسات خاص مطابقت دارند شناسایی کنند.
مدیریت احساسات: در سناریوهای فرضی، افراد وظیفه دارند که بهترین راه برای دستیابی به نتیجه عاطفی خاص را رتبه بندی کنند و همچنین تصمیم بگیرند که چه اقداماتی برای مدیریت احساسات دیگران مؤثرتر است.
EQ-i یک مقیاس خودگزارشی 133 ماده ای است که در کنار مدل هوش هیجانی و اجتماعی Bar-On توسعه یافته است.
افراد میزانی را ارزیابی می کنند که به ندرت یا اغلب در مورد آنان صادق است و نمرات بالاتر با عملکرد عاطفی و اجتماعی، تأثیر گذار در جامعه خواهند بود.
زیر مقیاس های EQ-i در این پنج مقیاس گروه بندی می شوند:
EQ درون فردی: احترام به خود، آگاهی عاطفی، اذعان، خودشکوفایی، استقلال
EQ بین فردی: یکدلی، روابط بین المللی شخصی، مسئولیت اجتماعی
تطبیق پذیری: حل مشکل، تست واقعیت، انعطاف پذیری
مدیریت استرس: تحمل استرس، کنترل ضربه
خلق و خوی عمومی: خوشبختی، خوش بینی
نمره کل EQ و همچنین نمرات ترکیبی برای هر کدام از پنج مقیاس قابل محاسبه است که می تواند برای بهبود هوش هیجانی کمک کننده باشد.
احساسات می توانند منبع ارزشمندی از دانش باشند. همانطور که در این پست دیدید، بهبود هوش هیجانی می تواند تصمیمات و رفتارهای مثبتی را تسهیل کند که به کمک می کند تا در روابط، رفاه ذهنی و آرزوهای کاری خود به موفقیت دست پیدا کنید.
اگر می خواهید EQ خود را توسعه دهید، راه های ساده زیادی وجود دارد که می توانید از امروز شروع به ایجاد آگاهی عاطفی خود کنید. اگر از دیگران حمایت می کنید تا EQ خود را پرورش دهند، هر دو شکل شناختی و عاطفی یادگیری احتمالاً مهم هستند.
علاوه بر دانستن اینکه هوش هیجانی چیست و چگونه می توان آن را «در تئوری» بیشتر به دست آورد، EQ باید برای رشد در عمل به کار گرفته شود.
منبع:
برچسب:
نویسنده: موزیک دان